(پست ثابت)
سلام دوست عزیز.خوش آمدید.

این وبلاگ دو نویسنده دارد:

   من:ترم دوم شیمی کاربردی ، خواهرم:اول دبیرستان

+این وبلاگ حداقل دوبار در هفته به روز می شود.

+تنها وبلاگ هایی درباره موضوعات مرتبط یا موضوعاتی که علمی یا جالب توجه هستند لینک می شوند.

+وبلاگی که مدت زیادی به روز نشود از پیوند های وبلاگ حذف می شود.

+پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم.

+ نوشته شـــده در چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ساعــت16:43 تــوسط مهدیار |
شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد

دیگر آن خنده‌ی زیبا به لب مولا نیست
همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست
قطره‌ی اشک علی تا به ته چاه رسید
چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست

+ نوشته شـــده در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعــت8:26 تــوسط مهدیار |
اردو جهادی

اگر خدا بخواد،گروهی از بچه های بسیجی و خوب و باصفا از دانشگاه ما قراره در طول تعطیلات عید برن اردو جهادی دانشجویی

 و اگر عمری باشه من رو هم با خودشون ببرن

قراره عید امسال عیدی به دور از خانواده،اما پر از لذت و یادگیری، و البته در کنار با شور و شوق ترین دوستانم و صاف و ساده ترین مردم باشه...

 

دیروز رفتیم چمدان بخریم

آقای فروشنده چمدانی چینی روی میز گذاشت و شروع کرد به تعریف کردن از استحکام چرخ ها و دسته اش

اما من و خواهر و مادرم سوال کردیم ایرانی هم دارند یا نه؟

وفروشنده مهربان پاسخ داد که:داریم اما استحکام چرخهاش زیاد نیست ولی قابلیت تعویض داره وجادار تر هم هست.

من با خودم فکر کردم که عمر کوتاه ما نمی ارزه به اینکه فقط بخواهیم به فکر خودمان باشیم و به قول استاد اخلاقمون "جهان بینی تا نوک بینی" و از این حرفها داشته باشیم.

و ما با رضایت تمام ،چمدان "made in Iran" را خریدیم

چون بنابر فرموده آقا،

"باید با تعصب به دنبال کالای ایرانی رفت" 

 


+ عذرخواهی می کنم از اینکه مدت زیادی به روز نکردم.

+ احتمالا در طول تعطیلات هم فرصت نخواهم کرد که به روز کنم.

+ سال خوشی را برای همه هم وطنان خوبم آرزو می کنم.

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعــت12:22 تــوسط مهدیار |
برچسب ها: اردو جهادی، رهبر، جنس چینی، حمایت از تولیدات داخلی
میلاد حضرت زینب(س)و روز پرستار

میلاد حضرت زینب (س) را به همه دوستانم

و

روز پرستار را به تمام پرستاران خوش قلب و مهربان 

تبریک می گویم.

+ نوشته شـــده در دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعــت20:33 تــوسط مهدیار |
خواب مادر بزرگ شهید جهاد مغنیه
ماجرای خواب مادر بزرگ شهید جهاد مغنیه پس از شهادت چه بود؟

 

کلیک کنید

+ نوشته شـــده در جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ساعــت11:9 تــوسط مهدیار |
درس عشق (جهاد)

+ نوشته شـــده در پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ساعــت20:57 تــوسط مهدیار |
راهپیمایی 22 بهمن
ان‌شاءالله در بیست‌ودوّم بهمن، ملّت ایران نشان خواهد داد که کسی که ملّت ایران را بخواهد تحقیر کند، با ضربه‌ی متقابل ملّت ایران مواجه خواهد شد. همه‌ی ملّت ایران، همه‌ی دلسوزان، در این جهت متّفقند که عزّت ملّی برای یک کشور، بسیار بسیار مهم است. اگر عزّت بود، امنیت هم خواهد آمد؛ اگر امنیت بود، پیشرفت هم عملی خواهد بود؛ والّا اگر یک ملّت تحقیر شد، همه چیز او به بازی گرفته خواهد شد؛ حتّی امنیت او، حتّی ثروت او، و همه چیز او. عزّت ملّی بایستی محفوظ بماند و مسئولین این را میدانند و ملّت ایران ان‌شاءالله در بیست‌ودوّم بهمن با حضور خود، با نشان دادن اقتدار خود، با نشان دادن عزم راسخ خود، ان‌شاءالله دشمن را به زانو درخواهد آورد. 

+ نوشته شـــده در دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ساعــت8:30 تــوسط مهدیار |
دهه فجر مبارک

به لاله ی در خون خفته

شهید دست از جان شسته

قسم به فریاد آخر

به اشک لرزان مادر

که راه ما

باشد آن

راه تو

ای شهید

 

 

جاویدان ایران عزیز ما

+ نوشته شـــده در سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ساعــت14:53 تــوسط مهدیار |
پیام رهبر انقلاب خطاب به جوانان اروپا و آمریکا شمالی
پیام رهبر انقلاب خطاب به جوانان اروپا و آمریکا شمالی:

حوادث اخیر فرانسه و وقایع مشابه در برخی کشور های غربی مرا متقاعد کرد که درباره آنها مستقیما با شما سخن بگویم.

 

منبع:khamenei.ir

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در پنجشنبه دوم بهمن ۱۳۹۳ساعــت9:50 تــوسط مهدیار |
برچسب ها: پیام، رهبر
معرفی کتاب(آفتاب در حجاب)
پریشان و آشفته از خواب پریدى و به سوى پیامبر دویدى.
بغض ، راه گلویت را بسته بود، چشمهایت به سرخى نشسته بود، رنگ رویت پریده بود، تمام تنت عرق کرده بود و
گلویت خشک شده بود.
دست و پاى کوچکت مى لرزید و لبها و پلکهایت را بغضى کودکانه ، به ارتعاشى وامى داشت . خودت را در آغوش
پیامبر انداختى و با تمام وجود ضجه زدى.
پیامبر، تو را سخت به سینه فشرده و بهت زده پرسید: ((چه شده دخترم ؟((
تو فقط گریه مى کردى.
پیامبر دستش را لابه لاى موهاى تو فرو برد، تو را سخت تر به سینه فشرد، با لبهایش موهایت را نوازش کرد و بوسید

برای خواندن بقیه داستان به ادامه مطلب مراجعه کنید>>

برای دانلود کلیک کنید

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ساعــت12:11 تــوسط مهدیار |
برچسب ها: معرفی کتاب، رمان، مذهبی